
کاروان زندگی در حال حرکت است و به پیش می تازد و اصلا عنایتی به من و تویی که گاهی می رویم و گاهی جا می مانیم و گاه می افتیم و گاه می خیزیم ندارد. همچنان به پیش می رود.
چند وقت پیش به این فکر می کردم که چه حال عجیبی است که به سن و سالی برسی که ببینی خیلی از همسفرهایت پر کشیده اند و رفته اند و آهسته آهسته نوبت تو دارد می رسد. حسی مخلوط از ترس و تنهایی و امیدی به کرامت حضرت حق که تو و همسفرانت را دستگیر باشد در این مسیر پر خطر...
تصور کنید پنجاه سال دیگر را....
اگر واقع بینانه بخواهیم بنگریم خیلی از ماها دیگر در این دنیا نیستیم یا اگر باشیم منی که الان حدود 30 سال دارم در آن زمان یک پیرمرد 80 ساله هستم که روی سکوی پرش منتظر عبور است از مرز دنیاها و ...
نمی دانم چرا امشب این چیزها به فکرم رفت و آمد می کند اما یک دلیلش این موسیقی زیبا و قدیمی است که برای تو هم می گذارم تا بشنوی. گوش کن همسفر تا بهتر هم را بفهمیم.
اینجا کلیک کنید آهنگ ای ساربان (مهرداد کاظمی)
ای ساربان آهسته ران کآرام جانم میرود / وآن دل که با خود داشتم با دلستانم میرود
من ماندهام مهجور از او سرگشته و رنجور از او / گویی که نیشی دور از او در استخوانم میرود
گفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریش درون / پنهان نمیماند که خون بر آستانم میرود
محمل بدار ای ساربان تندی مکن با کاروان / کز عشق آن سرو روان گویی روانم میرود
او میرود دامن کشان من زهر تنهایی چشان / دیگر مپرس از من نشان، کز دل نشانم میرود
برگشت یار سرکشم بگذاشت عیش ناخوشم / چون مجمری پرآتشم کز سر دُخانم میرود
با آن همه بیداد او وین عهد بیبنیاد او / در سینه دارم یاد او یا بر زبانم میرود
بازآی و بر چشمم نشین ای دلستان نازنین / کآشوب و فریاد از زمین بر آسمانم میرود
شب تا سحر مینغنوم و اندرز کس مینشنوم / وین ره نه قاصد میروم کز کف عنانم میرود
گفتم بگریم تا ابل چون خر فروماند به گل / وین نیز نتوانم که دل با کاروانم میرود
صبر از وصال یار من برگشتن از دلدار من / گر چه نباشد کار من هم کار از آنم میرود
در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن / من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود
سعدی فغان از دست ما لایق نبود ای بیوفا / طاقت نمیارم جفا کار از فغانم میرود.
سعدی
امشب این حرفها بهانه ای بود برای گپی دوستانه. شب اول ماه رجب است و آغاز مِی نوشی عاشقان. در لحظات شیرین عاشقیتان به یاد همه دوستان باشید. خداوند ما را از جمله کسانی قرار دهد که در این شبها از لابلای غوغای این شهر پر کرشمه و شلوغ ندای "اَین الرجبیون" را شنیدند و پاسخ لبیک گفتند.
یا علی
عکس مربوط به تابلو رهایی و وصل (محمد سعید نقاشیان) می باشد.