بقره
انسان با قرار دادن خود در موقعیت هایی که مردمان و اقوام گذشته در آن قرار گرفته و امتحان می شده اند میتواند خویش را بهتر بسنجد و به نوعی خود شناسی دست بزند .
یکی از داستان ها قرآن شرح حال قوم بنی اسرائیل در سوره بقره است و داستان مورد نظر در مورد همین بقره است . در قوم بانی اسرائیل فردی کشته میشود و آنها برای پیدا کردن قاتل نزد حضرت موسی میروند تا او به مدد وحی الهی قاتل را به آنها معرفی کند . در اینجا انتظار همگی آنان معرفی قاتل توسط موسی است . اما موسی از طرف خداوند فرمانی غیر متعارف با خواسته آنها می اورد.
"و اذ قال موسی لقومه ان الله یامرکم ان تذبحوا بقره"
و هنگامی که موسی به قوم خود گفت : خدا به شما فرمان می دهد که ماده گاوی را سر ببرید .
ابن فرمان در نظر قوم بسیار غیر منطقی و غیر عقلانیست آنها طلب مشخص شدن قاتل را داشتند و خداوند به انها فرمان بریدن سر ماده گاو را می دهد.
این موضوع برای انها انقدر غیر منطقی است که به موسی می گویند " قالوا اتتخذنا هزوا" . گفتند :آیا ما را به ریشخند می گیری ؟
این حکم برای انها انقدر غیر عقلانی است که تصور می کنند موسی آنها را به یازی گرفته است . این فرمان در چالش با خواست ینی اسرائیل است . آنها انتظار چنین فرمانی از سوی خداوند را نداشتند و برای همین بهانه های بنی اسرائیلی در مورد رنگ و نوع گاو و... شروع شد تا جایئکه می خواستند از انجام آن سر باز زنند ."و ما کادوا یفعلون
یعد از کشتن گاو و زدن پاره ای از ان به مقتول ، به فرمان الهی مقتول جان گرفت و زنده شد و نکته عجیب اینکه بعضی با دیدن این اتفاق و مشاهده معجزه الهی ،دلهایشان سخت گردید "ثم قست قلوبکم من بعد ذلک"
این قساوت قلب از عدم اطاعت از دستورات الهی سرچشمه میگرفت .
تسلیم شدن در برابر فرمان حق شرط ورود به حوزه دین است . مسلمان فردیست که اسلام آورده ، یعنی تسلیم امر حق شده است و یه موازات آن از دستور رسول که از جانب حق آمده است اطاعت می کند .
حال اگر انسان خود را در آزمون و موقعیت قوم بنی اسرائیل قرار دهد چگونه عمل خواهد کرد؟
پیام وصل محفل ذکریست در فضای غربت اکنون، پیرامون موضوعاتی که گاه بیان کردنشان فاصله ها را کوتاه میکند. دراین صراط ، حرکتی به سوی رشد را آغاز کرده ایم .