تدبر در آیات قرآن حکیم از طریق هم ذات پنداری با مردمانی که مورد خطاب خداوند باری تعالی قرار میگرفته اند میتواند بسیار راهگشا و آموزنده باشد .

انسان با قرار دادن خود در موقعیت هایی که مردمان و اقوام گذشته  در آن قرار گرفته و امتحان می شده اند میتواند خویش را بهتر بسنجد و به نوعی خود شناسی‌ دست بزند .

یکی‌ از داستان ها قرآن شرح حال قوم بنی‌ اسرائیل در سوره بقره است و داستان مورد نظر در مورد همین بقره است . در قوم بانی‌ اسرائیل فردی کشته میشود و آنها برای پیدا کردن قاتل نزد حضرت موسی میروند تا ا‌و به مدد  وحی الهی قاتل را به آنها معرفی‌ کند . در اینجا انتظار همگی‌ آنان معرفی‌ قاتل توسط موسی است . اما موسی از طرف خداوند فرمانی غیر متعارف با خواسته آنها می اورد.
"و اذ قال موسی لقومه ان الله یامرکم ان تذبحوا بقره"
و هنگامی که موسی به قوم خود گفت : خدا به شما فرمان می دهد که ماده گاوی را سر ببرید .
ابن فرمان در نظر قوم بسیار غیر منطقی و غیر عقلانیست آنها طلب مشخص شدن قاتل را داشتند و خداوند به انها فرمان بریدن سر ماده گاو را می دهد.
این موضوع برای انها انقدر غیر منطقی است که به موسی می گویند " قالوا اتتخذنا هزوا" . گفتند :آیا ما را به ریشخند می گیری ؟
این حکم برای انها انقدر غیر عقلانی است که تصور می کنند موسی آنها را به یازی گرفته است . این فرمان در چالش با خواست ینی اسرائیل است . آنها انتظار چنین فرمانی از سوی خداوند را نداشتند و برای همین بهانه های بنی اسرائیلی در مورد رنگ و نوع گاو و... شروع شد تا جایئکه می خواستند از انجام آن سر باز زنند ."و ما کادوا یفعلون
یعد از کشتن گاو و زدن پاره ای از ان به مقتول ، به فرمان الهی مقتول جان گرفت و زنده شد و نکته عجیب اینکه بعضی با دیدن این اتفاق و مشاهده معجزه الهی ،دلهایشان سخت گردید "ثم قست قلوبکم من بعد ذلک"
این قساوت قلب از عدم اطاعت از دستورات الهی سرچشمه میگرفت .
تسلیم شدن در برابر فرمان حق شرط ورود به حوزه دین است . مسلمان فردیست که اسلام آورده ، یعنی تسلیم امر حق شده است و یه موازات آن از دستور رسول که از جانب حق آمده است اطاعت می کند .
حال اگر انسان خود را در آزمون و موقعیت قوم بنی اسرائیل قرار دهد چگونه عمل خواهد کرد؟