معرفی یک سایت قرآنی

سايت زير يك سايت بسيار جالب قرآني است
1-   امكان جستجوي آيات

2-   ابتدا زبان ترجمه مورد  نظر (حدود 25 زبان) را از ستون مربوطه انتخاب ميكنيد. سپس با قرار دادن فلش ماوس بر روي هر آيه ترجمه آيه بطور خودكار نشان داده ميشود . جالب است كه پنج ترجمه فارسي در اين سايت گنجانده شده (مكارم شيرازي – فولادوند – آيتي – انصاريان – الهي قمشه اي) اگر هم ترجمه كامل را بخواهيد گزينه ترنسليشن را از بالاي صفحه انتخاب ميكنيد

3-   امكان پخش هر آيه با صوت قاريان مختلف (قابل انتخاب از ستون مقابل)

4-   ضمناً در ستون انتخاب قاريان، می توانید از پايين ترين قسمت ترجمه هر آيه را که به زبان انگليسي زيبا قرائت ميكند بشنوید  5- امکانات دیگر که باید وارد شوید و بینید


حتما صدای ترتیل شاطری رو هم امتحان کنید.

ولادت حضرت علی اکبر و روز جوان

ولادت حضرت علی اکبر و روز جوان رو به همه تبریک میگم.


اگر انسان روى مرز و «هماهنگ با نظام» باشد، نيرومند است و همين هماهنگى عامل قدرت اوست. اگر آدمى راهى را كه می‏رود درست است و اقدامى كه می‏كند صحيح، ديگر ترسى از اينكه چه اتفاقى می ‏افتد، به خود راه نمی‏دهد. كسى كه روى خط مرز است، ماندن او غلط است و بايد حركت كند و همين ضرورت به او قدرت می ‏دهد.
هنگامى كه كاروان نينوا به سمت مرگ می ‏آمد، ابا عبداللَّه در يكى از شب‏ها بيدار شدند و به على اكبر (ع) گفتند: «در خواب ديدم كه كسى می ‏گويد: اين كاروان می ‏رود و مرگ به دنبال آن است.» على اكبر (ع) گفت: «پدر مگر ما بر حق نيستيم؟» حضرت فرمود: «بلى»، پسر گفت: «اذَنْ لا نُبَالِى».
 علی اكبر (ع) همين كه می ‏فهمد روى مرز و بر حق است، وحشتى ندارد.
على (ع) می ‏گويد: «مَا ابَالِى وَقَعْتُ عَلَى الْمَوْتِ اوْ وَقَعَ الْمَوتُ عَلىَّ» ؛ من از مرگ ترسى ندارم؛ چه مرگ مرا بگيرد، يا من مرگ را.
كسى كه حساب خويش را كرده، تا خط آخر را هم خوانده، راه را هم شناخته و حتميّت مرگ را هم احساس كرده، مرگ را انتخاب می ‏كند.
هنگامى كه تو روى مرز هستى، ديگر وحشت از چيست؟ به قول راننده‏ ها، جاده مال توست، توقف براى چيست؟
تقوى؛ يعنى اطاعت و روى مرز راه رفتن و همين تقوى به تو نيرو می ‏دهد و تو را از بن‏ بست‏ها بيرون می ‏آورد: «مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجَاً».
بارها گفته ‏ام: آن هنگام كه تو هماهنگ با نظام نيستى، دو ميليارد همراه هم كه داشته باشى، وحشت داشته باش و آن هنگام كه در مسيرى و هماهنگ با نظام، يك نفر و تنها هم كه هستى، مطمئن باش.
وقتى فرياد رسول اللَّه (ص) در كنار كعبه بلند شد و صداى ضعيف او پرده ‏هاى كعبه را لرزاند، هر كس آن جمع را می‏ديد، باور نمی‏كرد كه ادامه پيدا كنند و وقتى هم كه فرياد قدرت‏ها در تخت جمشيد بلند شد، كسى كه آن صدا را می ‏شنيد، باور نمی ‏كرد كه اين جشن دو هزار و پانصد ساله، به نابودى و انهدام بينجامد.
اين طبيعى است كه يك خروار گندم، وقتى بيرون از نظام و بر روى زمين مانده است، خوراك كلاغ‏ها و سوسك‏هاست و زياد نمی‏شود، ولى يك دانه گندم كه هماهنگ با نظام در خاك افتاده و در مسير شكل گرفته، سنبله و صدها دانه می‏شود. كسانى كه روى مرز حركت می‏كنند و هماهنگ با نظام‏ها و سنت‏ها هستند، اگر چه هم كم باشند، زياد می‏شوند و آنها كه بيرون از مرزند زيادشان هم به نابودى می ‏انجامد.
متن از کتاب حرکت مرحوم استاد صفایی رحمة الله علیه
ص 175

از در خویش خدایا به بهشتم مفرست!

ادامه نوشته

بقره

تدبر در آیات قرآن حکیم از طریق هم ذات پنداری با مردمانی که مورد خطاب خداوند باری تعالی قرار میگرفته اند میتواند بسیار راهگشا و آموزنده باشد .

انسان با قرار دادن خود در موقعیت هایی که مردمان و اقوام گذشته  در آن قرار گرفته و امتحان می شده اند میتواند خویش را بهتر بسنجد و به نوعی خود شناسی‌ دست بزند .

یکی‌ از داستان ها قرآن شرح حال قوم بنی‌ اسرائیل در سوره بقره است و داستان مورد نظر در مورد همین بقره است . در قوم بانی‌ اسرائیل فردی کشته میشود و آنها برای پیدا کردن قاتل نزد حضرت موسی میروند تا ا‌و به مدد  وحی الهی قاتل را به آنها معرفی‌ کند . در اینجا انتظار همگی‌ آنان معرفی‌ قاتل توسط موسی است . اما موسی از طرف خداوند فرمانی غیر متعارف با خواسته آنها می اورد.
"و اذ قال موسی لقومه ان الله یامرکم ان تذبحوا بقره"
و هنگامی که موسی به قوم خود گفت : خدا به شما فرمان می دهد که ماده گاوی را سر ببرید .
ابن فرمان در نظر قوم بسیار غیر منطقی و غیر عقلانیست آنها طلب مشخص شدن قاتل را داشتند و خداوند به انها فرمان بریدن سر ماده گاو را می دهد.
این موضوع برای انها انقدر غیر منطقی است که به موسی می گویند " قالوا اتتخذنا هزوا" . گفتند :آیا ما را به ریشخند می گیری ؟
این حکم برای انها انقدر غیر عقلانی است که تصور می کنند موسی آنها را به یازی گرفته است . این فرمان در چالش با خواست ینی اسرائیل است . آنها انتظار چنین فرمانی از سوی خداوند را نداشتند و برای همین بهانه های بنی اسرائیلی در مورد رنگ و نوع گاو و... شروع شد تا جایئکه می خواستند از انجام آن سر باز زنند ."و ما کادوا یفعلون
یعد از کشتن گاو و زدن پاره ای از ان به مقتول ، به فرمان الهی مقتول جان گرفت و زنده شد و نکته عجیب اینکه بعضی با دیدن این اتفاق و مشاهده معجزه الهی ،دلهایشان سخت گردید "ثم قست قلوبکم من بعد ذلک"
این قساوت قلب از عدم اطاعت از دستورات الهی سرچشمه میگرفت .
تسلیم شدن در برابر فرمان حق شرط ورود به حوزه دین است . مسلمان فردیست که اسلام آورده ، یعنی تسلیم امر حق شده است و یه موازات آن از دستور رسول که از جانب حق آمده است اطاعت می کند .
حال اگر انسان خود را در آزمون و موقعیت قوم بنی اسرائیل قرار دهد چگونه عمل خواهد کرد؟        

 

به نام خدا

هنگامی که ادم خودش را در قالب یک مکتب خاص قرار میدهد، دارای یک هویت فکری مستقل میشود و همه کارها و احوال و حتی افکارش را در قالب ان مکتب قرار میدهد، در واقع این مکتب است که به انسان بینش و زاویه دید میدهد. مثلثی را فرض کنید که در 3ضلع ان عمل،عامل و پاداش وجود دارد. میدانیم که بین این سه همیشه رابطه وجود دارد.راستی تا کنون به رویکرد خودمان در قالب این رابطه فکر کرده ایم؟ ما به عنوان عامل کارهایمان را برای چه پاداشی انجام میدهیم؟ منظورم از کار همه انچه است که یک انسان در یک روز انجام میدهد ، مثل خوردن، رفت و امد، مطالعه، کسب و کار، تفریح و ...- حال ببینیم مکتب ما چه نگاهی به این مثلث دارد و پاداش عمل انسان را چگونه میبیند. در ایات 50 تا61 سوره صافات داستان زیبایی از مکالمه دو نفر در قیامت بیان میشود. در ایه60 فرد بهشتی  از جایگاهش به فوز عظیم تعبیر میکند و بعد در ایه 61 این جمله تکان دهنده را میبینیم :

" لمثل هذا فلیعمل العاملون"

یعنی عمل کنندگان برای چنین پاداشی باید عمل کنند! این تعبیر عام است چه در مورد عمل و چه در مورد عامل . یعنی  همه انسانها را شامل میشود، خطابش به مومن و متقی و مسلمان و... نیست و همه کارها را در برمیگیرد.میگوید هر انسانی اگر بناست کاری بکند ، اگر انرا برای کمتر از بهشت و فوز عظیم انجام دهد خسارت کرده است .  

والسلام

نکته های تربیتی قرآن

                               

1. اگر قصد راهنمایی و تربیت کسی را دارید، در قدم اول از گفتار نرم و با محبت‏بهره گیرید; حتی اگر مخاطب شما فرعون سرکش یا سران لجوج کفار جاهلی باشند; (طه/44 و شعرا/215) .

2 . الف) گفتار رفتار آدمی در هر زمان و مکان، در حافظه الهی محفوظ است ; مراقب باشید; (لقمان/16 و کهف/30) .

ب) نسبت‏به انسان‏های اطرافت، احساس مسئولیت کن و آنها را از کارهای بد بازدار و به کارهای خوب تشویق کن . این لازمه استحکام یک پیکر است و بنی آدم اعضای یکدیگرند; (لقمان/17) .

ج) در رفتارهای اجتماعی دقت کن! مبادا با غرور رویت را از دیگران برگردانی یا مثل متبکران راه بروی ; مبادا تندرو و کندرو شوی ; میانه روی، بهترین روش است ; مراقب باش صدایت را بر سر کسی بلند نکنی و خلاصه در یک کلام، آدم باش ; (لقمان/18و19) .

ادامه نوشته

محکم سست

من در این مجال قصد صحبت در تعارض علم با دین را ندارم که نه صحبت تازه ایست و نه زاییده فکر خلاق دگراندیشان دینی. بلکه تناقضی است که شاید سال ها قبل از تولد بعضی دگراندیشان دینی معاصر وجود داشته است. و جزئی از تناقضات چهارگانه (یا پنجگانه) مذهب است. بحث در این مورد نیازمند صحبت رو در رو و اظهار نظرات متقابل است.

اما آنچه در مورد لانه عنکبوت به ذهن می رسد این است که در آن آیه کریمه صحبت از تار عنکبوت نشده است بلکه صحبت از خانه است، در حالی که خانه اتحادی از تارهاست برای محافظت.

 

ترکیبی از سه عنصر زیر تمام وجود آدم را در مقابل عظمت قرآن تسلیم می کند.

1-       خانه عنکبوت از هزاران تار ظریف تشکیل شده است

2-       هر کدام از این تارها قوی ترین ماده بیولوژیک موجود در طبیعت هستند

3-       این ترکیب و استحکام عنکبوت را حتی در مقابل فوت برخاسته از دهان تو و یا ضربه نوک جارویت محافظت نمی کند تا چه رسد به حوادث بیدادگر طبیعت

و این مجموعه مرا به یاد تارهای ظریف، مستحکم و کثیری انداخت که به نام دوست و حامی و آشنا و به تعبیر قرآن اولیا در دور خود تنیده ایم تا شاید کاری بکنند و گوارای خنکی به کام ما بریزند یا سنگینی عذابی را دفع کنند.

آیا واقعاَ سست ترین خانه ها خانه عنکبوت است؟

 

بسم الله الرحمن الرحیم

مثل الذین اتخذوا من دون الله اولیاء کمثل العنکبوت اتخذت بیتا و ان اوهن البیوت لبیت العنکبوت ۩

با سلام و عرض تبریک به مناسبت اعیاد شعبانیه...

مدتی قبل در تلویزیون برنامه ای راجع به استحکام تارهای عنکبوت دیدم و این سئوال برایم مطرح شد که چرا در قرآن گفته شده است که سست ترین خانه ها خانه عنکبوت است و دیروز که عنوان "قرآن و علم" را در وبلاگ دیدم تصمیم گرفتم که سعی کنم جوابی حداقل در باره این یک مورد پیدا کنم. چرا که اگر قرار باشد بین علم روز و قرآن انتخاب کنم  قطعاً دومی را انتخاب می کنم که اولی نه کامل است و نه مطلق... که اگر کسی 30 سال قبل همین سئوال ما برایش ایجاد می شد جوابی برای آن نداشت... اگر قرآن وحی و از جانب خدا باشد پس اولا علم پیامبر در آن جایی ندارد و ثانیاً اصلاً نمی توانم قبول کنم که قرآن طبق علم پیامبر در زمان مردم خودش باشد زیرا پیامبر حتی سواد خواندن و نوشتن هم نداشت چه برسد به اینکه از علم مردم زمانه اش چیزی بداند!  به هر حال با کمی search کردن در اینترنت توانستم مطالبی پیدا کنم که جواب سئوالم را بگیرم. مطمئنم در مورد بقیه آیات نیز توجیهی وجود دارد، چه بتوانیم آن توجیه را پیدا کنیم و چه (در عصر حاضر) نتوانیم...

ادامه نوشته

معجزات علمی قرآن - تکامل جنین

معجزات علمی قرآن:

دیدگاه قرآن در مورد تکامل جنین

 

خداوند در قرآن کریم در مورد مراحل تکامل جنینی انسان اینگونه می فرماید:

"وَ لََقَد خَلَقْنَا الاِنْسَانَ مِنْ سُلَالَهٍ مِنْ طِینٍ ۩ ثُم جَعَلْنَاهُ نُطْفَهً فِی قَرَارٍ مَکِینٍ ۩ ثُم خَلَقْنَا النُطْفَهَ عَلَقَهً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَهَ مُضْغَهً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَهَ عِظَاماً فَکَسَوْنَا العِظَامَ لَحْماً ثُم اَنْشَأنَاهُ خَلْقاً ءَاخَرَ فَتَبَارَکَ اللهُ اَحْسَنُ الْخَالِقِینَ۩"

و همانا ما آدمی را از گل خالص آفریدیم ۩ آنگاه او را نطفه گردانیده و در جای استوار قرار دادیم ۩ آنگاه نطفه را علقه و علقه را گوشت پاره و باز آن گوشت را استخوان ساختیم و سپس بر استخوان ها گوشت پوشانیدیم پس از آن به دمیدن روح پاک مجرد خلقتی دیگر انشا نمودیم آفرین بر قدرت کامل خدای که بهترین آفرینندگان است ۩ (سوره مؤمنون، آیات ١٢-١٤)

ادامه نوشته