جلسات
به نام خدا
با سلام آنچه در زیر میآید خلاصه ای از سخنان آقای اسکندری در مشهد میباشد:
دین در عرصه جامعه را در یک تقسیم بندی میتوان به سه دسته تقسیم کرد نوع اول دین ارثی-سنتی : این نوع دین برگرفته از آداب و رسوم و به شکل اجدادی و بدون تحقیق به ما رسیده است و با احکام آغاز میشود احکامی که زیربنای معرفتی و شناختی ندارند و به همین دلیل این احکام و بایدها و نبایدها برای پیروان این نوع دین سنگین و تحمیلی بوده و حتی ایجاد نفرت مینمایند در این نوع رویکرد به دین فرد درصورت انجام فرایض نیز خود را طلبکار از همه هستی و خداوند میداند و در صورت آنکه چیزی خلاف انتظاراتش در زندگی رخ دهد بر می آشوبد و عصیان میکند و حتی به نقطه مقابل یعنی نفرت و عداوت با دین میرسد بسیاری از انتقاداتی نیز که به دین وارد میشوند در واقع دین را مساوی این رویکرد به معارف دینی میگیرند .
نوع دوم دین احساسی و عاطفی است این دین در سطح عواطف سطحی و بی ریشه انسان است یعنی دینی است که فاقد زمینه های شناختی و معرفتی بوده و بدون داشتن مجموعه ای از احکام و دستورالعملها تنها شامل احساساتی کور ، عقیم و بدون شناخت ، زمینه و نتیجه است عواطفی که اکثرا نشات گرفته از تلقینات و یا خاطرات و رسوماتی است که از شدت تکرار در قلب انسان نشسته اند
نوع سوم دین که آن را دین اصیل می نامیم دینی است که با معارف و شناختهایی که زمینه آن را فراهم می آورند فضا را برای انتخاب آگاهانه انسان فراهم میآورد این آگاهیها منجر به شکل گیری احساس در انسان میشود و این احساس و عاطفه برآمده از شناخت است که باعث میشود آدمی با شوق و احساس نیاز، خود به دنبال یافتن احکام و اجرای آن در زندگی بر میآید در این رویکرد انسان طالب و خواهان دین است و به همین دلیل نه تنها طلبکار نمیشود و با انجام فرایض توقعها در او نمیرویند که همواره خود را وامدار میداند و بلاها را فرصتی برای رشد خود میبیند این دین مشخصه هایی دارد و مراحل و درجاتی را طی میکند که به آن در نوشته های بعد خواهیم پرداخت .
پیام وصل محفل ذکریست در فضای غربت اکنون، پیرامون موضوعاتی که گاه بیان کردنشان فاصله ها را کوتاه میکند. دراین صراط ، حرکتی به سوی رشد را آغاز کرده ایم .