1-      تکنیک بی توجهی ساده: گاهی فقط کافیه به کار نادرست اون توجهی نکینم... این کار ساده و کاربردیه و خیلی وقتها مؤثره...

 

2-      تکنیک بی توجهی فعال: این تکنیک اینطوریه که در حین بی توجهی به کاری که نمی پسندیم به کاری که می خواهیم انجام بده توجه کنیم و بهش آگاهی بدیم...(یعنی گاز ندادیم و فرمونو چرخوندیم به سمت مسیر مناسب)...

 

پسر روی مبل می پرد.

پدر: روی مبل نپر... میگم نپر.. دهه حرف حالیت نمیشه؟

از پشت صحنه: می خوای تنبیه کنی یا پیشگیری از تنبیه؟

پدر: پیشگیری

از پشت صحنه: اگه می خوای این کارو بکنی به پریدن اون روی مبل توجه نکن و کاری رو که می خوای بکنه بگو..

پدر: آهان.. درسته!  (رو به پسر) پسرم مبل جای نشسته می خوای بپری برو تو حیاط.

 

ممکنه فکر کنین بچه اینو می دونه و لزومی نداره بهش آگاهی بدیم که مبل جای پریدن نیست چون بارها اینو بهش گفتیم... ولی درستش اینه که پدر باز هم واضح و روشن بگه .. چون ممکنه بچه الان آگاهی نداشته باشه...  یعنی حواسش نباشه یا تو ذهنش نباشه... خودمونم همینطوریم مگه نه؟

 

3-      تکنیک بی توجهی فعال با تشویق توصیفی: یعنی بی توجهی به کار ناپسند و همزمان توجه به کار پسندیده

 

بچه رو به مادر در حالی که ترسیده: نزدیک بود دفتر مشقم یادم بره...

مادر با عصبانیت: هیچوقت حواستو جمع نمی کنی... بدو سرویست رفت.

یا در صورت اجرای این تکنیک:

مادر با لبخند: خوب شد به موقع یادت افتاد.

 

دیدین که مادر چطور در مورد دوم این تکنیک رو اجرا کرد؟

بی توجهی با تشویق توصیفی از بی توجهی با آگاهی دادن بهتره چون نه تنها از تنبیه پیشگیری کردیم بلکه با تشویق همزمان او را به کار پسندیده ای تشویق کردیم...

این تکنیک برای اونایی که دوست دارن مدام بچه هاشونو تشویق کنن تکنیک مناسبیه...

 

4-      تکنیک سوزن گیر کرده (یا همان تکنیک بی توجهی فعال با قاطعیت): وقتی بچه با کاری ناپسند اعصابمونو بهم می ریزه یا ممکنه روی تصمیممون اثر بذاره می تونیم از این تکنیک استفاده کنیم... چطوری؟ اینطوری که انگار با قاطعیت سوزن مغز سر حرف خودمون مثل یک گرامافون گیر کرده باشه...

 

مادر: پاشو مامان جون وقت خوابه ساعت نه شده.

بچه: مامان من خوابم نمیاد می خوام سریال ببینم.

مادر: پاشو نمیشه.

بچه: چرا مامان؟

مادر: خوب نیست.

بچه: چرا خوب نیست؟

مادر: این سریال ها خوب نیست.

بچه: چرا بابا می بینه؟

مادر: بابا بزرگه.

بچه: منم غذا خوردم بزرگ شدم.

مادر: نمیشه تو باید بخوابی. تو هنوز بچه ای بزرگاها می تونن دیر بخوابن.

بچه: چرا؟ منم می خوام بیدار باشم.

مادر با عصبانیت: نمیشه.. اه بخواب دیگه کشتی منو ...

 

ببخشید! اشتباه شد این شکل نادرستش بود.... تو این نمایش مادر تو دردسر افتاد.. اگه سوزنش گیر می کرد اینطوری میشد:

 

مادر: پاشو مامان جون وقت خوابه ساعت نه شده.

بچه: مامان من خوابم نمیاد می خوام سریال ببینم.

بچه: چرا مامان؟

مادر: وقت خوابه.

بچه: چرا؟

مادر: وقت خوابه.

بچه: چرا بابا می بینه؟

مادر: وقت خوابه.

بچه: تو مامان بدی هستی.

مادر: الان وقت خوابه... در مورد اینکه مامان بدی هستم یا نه فردا صحبت می کنیم.. الان وقت خوابه.

 

تفاوت این دو نمایش خیلی بود... در نمایش دوم مادر به رفتار نامطلوب بچه قاطعانه بی توجهی کرد... نه خودشو ناراحت کرد نه بچه رو...

 

وقتی بشه پیشگیری از تنبیه کرد چرا تنبیه کنیم؟ البته حق با شماست تنبیه هم به وقتش لازمه... پس دفعه آینده می ریم سراغ تاکتیک تنبیه...