آزادی یک حق انسانی؟ یک اصل اخلاقی؟ دینی؟ یک مفهوم وارداتی؟ یک ژست روشنفکرانه؟
آزادی یک حق انسانی؟ یک اصل اخلاقی؟ دینی؟ یک مفهوم وارداتی؟ یک ژست روشنفکرانه؟
هر چند شاید در بدایت امر پاسخ به این سوال ساده به نظر برسد ولی به نوعی یکی از چالشهای اساسی پیش روی جامعه مذهبی ما در مواجهه با دنیای مدرن و ارزشهای مدرن بوده است و هر کدام از ما نیز به گونه ای با این چالش دست به گریبان بوده ایم و پیش از آنکه با مداقه علمی و با تفکر به موضع خویش رسیده باشیم مواضعی که در شرایط مختلف گرفته ایم بیشتر از متاثر از گرایشات احساسی و تمایلات غریزی ما بوده تا سنجشهای دقیق و تاملات منصفانه. در واقع ما پیش از نظر دادن در مورد این اصل به صورت کلی موقعیت و جایگاه خود را در نظر میگیریم و بنا بر آن اگر در موضع ضعف باشیم و قرار باشد ما حرفمان را بزنیم و یا با محدودیت در انجام عملی روبرو باشیم از آن دفاع میکنیم و اگر در موضع قدرت باشیم یا قرار بر برآمدن صدای مخالف اندیشه ما و یا رشد و پا گرفتن آنچه ما آن را غلط میدانیم (در بعضی موارد) و یا در تعارض با منافع ماست (در اکثر موارد) باشد در برابر آن موضع میگیریم.
در حقیقت سوال همین است آیا این سوال جوابی واحد دارد و یا اصولا بسته به شرایط است و این اصل به ذات اعتباری ندارد و بسته به نوع شرایط باید در مورد آن نظر داد.
برای روشنتر شدن این قضیه سعی میکنم مثالی بزنم که در مورد پاسخش مناقشه کمتری باشد هم اکنون در بسیاری کشورهای غربی بحث ازدواج همجنس گرایان بسیار داغ شده و گروههای اجتماعی زیادی وجود دارند که برای افزایش آزادیها و اختیارات قانونی این افراد فعالیت میکنند با توجه به اینکه ما این مساله را هم از نظر مذهبی و هم از نظر عرفی غلط میدانیم حق داریم مانع طرح شدن آن در سطح جامعه شویم یا نه ؟
اینجا یک نگاه قایل به این است که با توجه به اینکه ما به دلایل متعدد این مساله را مخل امنیت و سلامت جامعه میدانیم و بقای جامعه را در خطر میبینیم حق داریم مانع داعیه داران این تفکر با هر نیتی که هستند شویم تا نظر خود را در جامعه تبلیغ کنند و جامعه را به خطر بیندازند. نکته ای که در اینجا قابل بحث است اینکه نیت این افراد نمیتواند مبنای قضاوت ما برای برخورد یا عدم برخورد باشد و زیرا ما ابزاری قابل اطمینان برای سنجش نیت نداریم و قضاوت بر اساس نیت به جای تکیه کردن بر اصول واحد ما را به سمت سلیقه گرایی میبرد.
از سوی دیگر عده ای استناد به آزادی انتخاب آدمی میکنند و حق انتخابی که خداوند به آدمی داده و بیان میکنند اگر هم ما بخواهیم با این تفکر مقابله کنیم تنها راهش این است که ما نیز فکر و نظر خود را بیان کنیم و اجازه انتخاب بین گزینه ها را به مردم وابگذاریم ولی حق نداریم مانع از طرح نظری بشویم که به غلط بودن مضر بودن و تباه کننده بودن آن اطمینان داریم.
شاید عده ای از دوستان این بحث را زاید و بی فایده تشخیص دهند ولی واقعیت این است که نوع پاسخی که به این سوال میدهیم تمامی شؤون زندگی ما را در مصداقهایی دیگر در بر میگیرد. من مثال را از حداکثر یک طیف زدم و سعی کردم مساله ای را مطرح کنم که به گمانم همگی بر غلط بودنش اذعان داریم ولی پاسخ ما به این سوال در امور دیگر زندگی که اتفاق نظر کمتری در مورد آن وجود دارد بسیار سرنوشت ساز است
نظر شما چیست؟
پیام وصل محفل ذکریست در فضای غربت اکنون، پیرامون موضوعاتی که گاه بیان کردنشان فاصله ها را کوتاه میکند. دراین صراط ، حرکتی به سوی رشد را آغاز کرده ایم .